صحیح ترین روش برخورد با احساسات فرزندان چیست؟ | دکتر الهام حبیبی

صحیح ترین روش برخورد با احساسات فرزندان چیست؟
صحیح ترین روش برخورد با احساسات فرزندان چیست؟

احساس فرآیندی در بدن است که موجب ایجاد پاسخ خاص به یک محرک میشود.

باتوجه به این تعریف، زمانی که در درون افراد در هر سنی که باشند، درمقابل یک محرک، یک پاسخ یا واکنش خاصی اتفاق می افتد، درواقع احساس فرد نسبت به آن محرک میباشد.

احساسات انواع مختلف دارند که یکسری از احساسات مانند ترس، غم، ناراحتی، شادی، خوشبختی، تعجب، حیرت، عصبانیت و تنفر اصلی هستند. این احساسات از دوران کودکی و به تدریج شکل میگیرد.

کودک در مقابل احساساتی که از خود نشان میدهد، یکسری واکنش از جهان خود دریافت میکند که موجب میشود تا یاد بگیرد که این احساسات را مدیریت کند یا اینکه این احساسات را نادیده بگیرد و رها کند.

درواقع این مدیریت احساسات و هیجانات به نوعی همان هوش هیجانی است که بخشی از هوش هیجانی محسوب میشود که از دوران کودکی باید آن را به کودک آموخت.

یکی از عواملی که سبب آموزش و تقویت هوش هیجانی کودکان میشود، روشهای برخورد با احساسات فرزندان است.

والدین در برخورد با احساسات فرزندان روش های مختلفی به کار میبرند که به چهار نوع رایج آن اشاره میکنم:

1-نادیده گرفتن احساسات فرزند:

این گروه از والدین ناراحتی و احساس بد فرزند خود را، پیش پا افتاده تلقی میکنند و تصور میکنند که اصلا نباید به احساس منفی کودک توجه کرد تا اینکه خود او به تدریج یاد بگیرد که با آن احساس کنار بیاید.

بنابراین به گونه ای نادیده گرفتن فرزند محسوب میشود و در این حیطه هنگامی که احساس کودک دیده نمیشود، این احساس را به خود برمیگرداند و آن را به حساب دوست داشته نشدن میگذارد.

پس این گروه از والدین افرادی هستند که تصور میکنند به طور کلی باید احساسات فرزند را نادیده گرفت تا خود او یاد بگیرد که در مقابل آن احساس بد چطور باید برخورد کند؟

2-عدم مداخله در احساسات فرزندان:

این گروه از والدین به احساسات فرزند خود توجه میکنند و متوجه ناراحتی کودک خود میشوند اما با این وجود، معتقدند که رویارویی کودک با طغیان عواطف و هیجانات برای کودک مفید است.

این گروه هم مانند والدین گروه اول، به ندرت سعی میکنند به فرزند خود پاسخ عاطفی دیگری را یاد بدهند و همواره تلاش میکنند تا ناراحتی فرزندان را تسکین دهند و برای غم و اندوه یا خشم آن را متوقف کنند.

این گروه از والدین تلاش زیادی نمیکنند و ترجیح میدهند در عین حال که خود را به گونه ای نشان میدهند که متوجه احساسات منفی هستند، اما اقدام خاصی هم انجام نمیدهند، احساس کودک را نادیده نمیگیرند، اما اقدامی هم برای او نمیکنند.

به عنوان مثال به کودک میگویند: “برو بشین تو اتاق گریه هات رو بکن”، درواقع این عبارت به این مفهوم است که “من میدونم تو ناراحتی اما من برات کاری نمیکنم”.

3-سرکوب و تحقیر احساسات فرزند:

این گروه از والدین هم در انتقادات خود و هم در تنبیه فرزندان، گاهی بسیار با سنگدلی برخورد میکنند.

به عنوان مثال والدینی را در نظر بگیرید که وقتی فرزند آنها عصبانی میشود، اعلام میکنند که خشم و عصبانیت از طرف فرزند کلا ممنوع است و با مشاهده ی کوچکترین نشانه ی زودرنجی در فرزندان، آنها را تنبیه میکنند.

به کودک میگویند: “تو حق نداری عصبانی بشی، تو حق نداری بلند حرف بزنی، تو حق نداری ناراحت بشی از من”.

و این به این مفهوم است که به طور کلی، احساسات کودک یا فرزند خود، در هر سنی که باشد را قطع میکنند و به او اجازه نمیدهند که احساسات درونی خود را ابراز کند و به طور مکرر جمله “حق نداری رو حرف من حرف بزنی” را به کودک میگویند، اما چرا؟

زیرا وقتی کودک میخواهد در مقابل دستور یا صحبت والدین خود، نظری بدهد یا فکر و هیجان خود را بگوید و احساس خود را بیان کند، به هیچ وجه والدین به کودک اجازه ی ابراز عقیده، نظر و احساسی که دارد را به او نمیدهند. این گروه از والدین عاشق کودکان مطیع هستند که در هرلحظه فقط مطیع والدین باشند.

احساسات کودک
احساسات کودک

اما صحیح ترین روش برخورد با احساسات فرزندان چیست؟ در مورد چهارم به روش صحیح برخورد با فزندان اشاره میکنم:

4-توجه و همراهی در مدیریت احساسات فرزندان:

این گروه والدینی هستند که به محض بروز ناراحتی فرزند، فرصت را غنیمت میشمارند و مانند یک مربی عاطفی ظاهر میشوند.

این گروه از والدین، احساسات فرزند خود را جدی میگیرند و سعی میکنند دقیقا بفهمند که چه چیزی موجب ناراحتی فرزندشان شده است.

هنگامی که کودک ناراحت است، از او میپرسند که “آیا به خاطر اینکه دوستت به تو بی احترامی کرد عصبانی هستی؟”، “میدونم که الان عصبانی هستی، میدونم که الان ناراحت و غمگین هستی” و جملاتی از این قبیل به فرزند خود میگویند.

این گونه برخورد به این مفهوم است که شما احساسات کودک خود را میپذیرید، احساسات او را قبول دارید و به احساس او احترام میگذارید و کنار او هستید تا اینکه یاد بگیرد این احساسات را مدیریت کند.

در این شرایط است که این گروه، والدین اثرگذاری در پرورش هوش هیجانی کودکان هستند.

اما یک نکته اساسی وجود دارد، والدینی میتوانند در گروه چهارم قرار بگیرند که خود آنها هوش هیجانی مناسب و بالایی داشته باشند.

زمانی والدین میتوانند در این گروه قرار بگیرند که احساسات خود را دیده باشند، احساسات خود را درک کرده باشند، به احساسات درونی خود احترام گذاشته باشند و این احساسات را مدیریت کرده باشند و این مدیریت را یاد گرفته باشند و از طرفی به احساسات دیگران احترام بگذارند و احساسات دیگران را به درستی درک کنند.

گوشه ای از این دیگران فرزندان این والدین هستند و این گوشه ی مهم(فرزندان) زمانی یاد میگیرند که احساسات خود را مدیریت کنند که یک مربی که همان والدین کودکان میباشند، با مهارت کافی در کنار آنها باشند.

والدین عزیز، توجه کنید که شما در برخورد با احساسات فرزندتان در کدام یک از این چهار گروه قرار میگیرید و چطور میتوانید خودتان را به گروه چهارم منتقل کنید تا اینکه فرزندان شما هیجانات و احساسات خود را بشناسند و مدیریت کنند و احساسات و هیجانات دیگران را به درستی درک کنند.

برای مشاهده محتوای ویدیویی مرتبط با این پست در اینستگرام کلیک کنید.

برای مشاهده محتوای ویدیویی مرتبط با این پست در آپارات کلیک کنید.

مطالب مرتبط:

چرا بچه ها شنیده نمیشوند؟؟ + عکس | دکتر الهام حبیبی

تلفن تماس جهت مشاوره و ارتباط با دکتر الهام حبیبی: 22124235-021 و 09902155649